محمد الريشهري
74
دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى )
من وارد شدم . خانهاى بود كه نور از كنارههايش ساطع بود . بر امام به نامَش سلام دادم . به من فرمود : « اى ابو الحسن ! ما [ پيوسته ] شبانهروز ، منتظر ديدارت بوديم . چرا دير كردى ؟ » . گفتم : اى سَرور من ! تا كنون كسى را نيافته بودم كه راهنمايىام كند . به من فرمود : « هيچ كس را نيافتى كه راهنمايىات كند ؟ » . سپس با انگشتش بر زمين خطّى كشيد و آن گاه فرمود : « نه [ اين گونه نيست ] ؛ امّا شما دارايىهايتان را فراوان كرديد و بر مؤمنان ناتوان ، زورگويى كرديد يا زور گفتيد و پيوندهاى خويشاوندى ميان خودتان را گسستيد [ كه از ديدار ما محروم شديد ] . اكنون چه عذرى داريد ؟ » . گفتم : توبه ، توبه ! گذشت ، گذشت ! يا قبول عذر ، قبول عذر ! سپس فرمود : « اى پسر مهزيار ! اگر استغفار برخى از شما براى برخى ديگر نبود ، هر كس بر زمين بود ، هلاك شده بود ، مگر خواصّ شيعه كه گفتارشان به كردارشان شبيه است » . « 1 » 2 / 17 : كابلى 800 . محمّد بن شاذان گفته است كه : من كابلى « 2 » را همراه ابو سعيد [ غانم هندى ] ديده بودم . او از كابل به طلب دين حق بيرون آمده بود و درستىِ دين ما را در انجيل يافته و به اسلام راه يافته بود . بعدها به من خبر رسيد كه او به نيشابور رسيده است . منتظر و در پى او بودم تا آن كه او را ديدم و از ماجرايش پرسيدم . او گفت كه همواره در طلب [ حقيقت و امام زمان عليه السلام ] بوده و در مدينه اقامت كرده و مطلوبش را براى كسى
--> ( 1 ) . دلائل الإمامة : ص 539 ح 522 ، بحار الأنوار : ج 53 ص 104 ح 131 . نيز ، ر . ك : مختصر بصائر الدرجات : ص 177 . ( 2 ) . كابلى ، شناخته شده نيست .